تبلیغات
ღ♥ღ زیبا بیندیش ღ♥ღ
انسان های بزرگ افکار بزرگی دارند....!!!!!!!


دوستان عزیزم به وبلاگ خودتون خوش اومدین!!امیدوارم که لذت ببرین ازش....




نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط happy k

خدا را دوست دارم .....

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با هر username که باشم، من را connect می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه تا خودم نخواهم مرا D.C نمی کند .

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با یک delete هر چی را بخواهم پاک می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه friend برای من add می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اینهمه wallpaper که update می کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه با اینکه خیلی بدم من را log off نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همه چیز من را می داند ولی SEND TO ALL نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه می گذارد هر جایی که می خواهم Invisibel بروم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه جزء friend هام می ماند و من را delete وignore نمی کند.

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه همیشه اجازه، undo کردن را به من می دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه آن من را install کرده است

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه هیچ وقت به من پیغام the line busy نمی دهد

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه اراده کنم، ON می شود و من می توانم باهاش حرف بزنم

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه دلش را می شکنم، اما او باز من را می بخشد و shout downام نمی کند

خدا را دوست دارم ، به خاطر اینکه password اش را هیچ وقت یادم نمی رود، کافیه فقط به دلم سر بزنم


 


 


ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط happy k

ca1bfd085dfea1b38871603054498f12 از زندگی آموخته ام که … ؟ شما چی

اگر بپرسی:به چه عشق می ورزی؟
می شنوی :زندگی
اگر بپرسی:از چه می ترسی؟
می شنوی:زندگی
اگر بپرسی:به چه می خندی؟
می شنوی:زندگی
زندگی دیوانه وار ترین تجربه یی ست که امکانش به ما داده شده!
فرصتی برای انسان شدن
و انسان ماندن!!!




نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 15 دی 1390 توسط happy k
خدایا ارامش را همچون دانه های برف آرام وبی صدا بر سرزمین

قلب عزیزانم جار ی بگردان....






نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط happy k

                    

زندگی همچون یك خانه شلوغ و پراثاث و درهم و برهم است

و تو درآن غرق ...

این تابلو را به دیوار اتاق مى زنى،

آن قالیچه را جلو پلكان مى اندازى،

راهرو را جارو مى كنى،

مبلها به هم ریخته است،

مهمان ها دارند مى رسند و هنوز لباس عوض نكرده اى،

در آشپزخانه واویلاست و هنوز هم كارهایت مانده است .

یكی از مهمان ها كه الان مى آید،نكته بین و بهانه گیر و حسود،

و چهارچشمى همه چیز را مى پاید...

از این اتاق به آن اتاق سر مى كشى،

از حیاط به توى هال مى پرى،

از پله ها به طبقه ی بالا میروى، بر میگردى.

پرده و قالى و سماور و گل و میوه و چاى و شربت و شیرینى و حسن

وحسین و مهین و شهین .......

غرقه درهمین كشمكش ها و گرفتاری ها و مشغولیات و خیالات

مى روى و مى آ یى و مى دوى و مى پرى

كه ناگهان سر پیچ پلكان،جلویت یك آینه است ...

از آن رد مشو...!

لحظه اى همه چیز را رها كن،

خودت را خلاص كن،

بایست و با خودت روبرو شو،

نگاهش كن

خوب نگاهش كن

او را مى شناسى ؟

دقیقا ور اندازش كن

كوشش كن درست بشنا سی اش،

درست بجایش آورى

فكر كن ببین این همان است كه مى خواستى باشى ؟

اگر نه....

پس چه كسى و چه كارى فوری تر و مهم تر از اینكه

همه این مشغله هاى سرسام آور و پوچ و روزمره و تكرارى و زودگذر و

تقلیدى و بی دوام و بى قیمت

را از دست و دوشت بریزى و به او بپردازى،

او را درست كنى،

فرصت كم است

مگر عمر آدمى چند هزار سال است ؟!

چه زود هم مى گذرد

مثل صفحات كتابى كه باد،ورق مى زند،

آنهم كتاب كوچكى كه پنجاه، شصت صفحه بیشتر ندارد...





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 14 دی 1390 توسط happy k

  من از خدا خواستم که پلیدی های مرا بزداید
خدا گفت : نه
 

 www.Iranvij.ir | گروه اینترنتی ایران ویج ‌
 
  آنها برای این در تو نیستند که من آنها را بزدایم .بلکه آنها برای این در تو هستند که تو در برابرشان پایداری کنی





ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 11 دی 1390 توسط happy k

شما چند دوست واقعی دارید؟

 

یه دوست معمولی وقتی می آید خونت، مثل مهمون رفتار میکنه

یه دوست واقعی درِ یخچال رو باز میکنه و از خودش پذیرایی میکنه

 

یه دوست معمولی هرگز  گریه تو رو ندیده.

یه دوست واقعی شونه هاش از اشکای تو خیسه

 

یه دوست معمولی اسم کوچیک پدر و مادر تو رو نمی دونه

یه دوست واقعی اسم وشماره تلفن اون هارو تو دفترش داره

 

یه دوست معمولی یه دسته گل واسه مهمونیت می آره

یه  دوست واقعی زودتر میآد تا تو آشپزی بهت کمک کنه و دیرتر می ره تا به کمکت همه جارو جمع و جور کنه

 

یه دوست معمولی متنفره از این که وقتی رفته که بخوابه بهش تلفن کنی

یه دوست واقعی میپرسه چرا یه مدته طولانیه که زنگ نمی زنی؟

 

یه دوست معمولی ازت میخواد راجع به مشکلاتت باهاش حرف بزنی

یه دوست واقعی ازت میخواد که مشکلات را حل کنه

 

یه دوست معمولی وقتی بین تون بحثی میشه دوستی رو تموم شده میدونه

یه دوست واقعی بهت بعد از یه دعواهم زنگ میزنه

 

یه دوست معمولی همیشه ازت انتظار داره.

یه دوست واقعی میخواد که تو همیشه رو کمکش حساب کنی





نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390 توسط happy k


در روزگارهای قدیم جزیره ای دور افتاده بود که همه احساسات در آن زندگی می

کردند:شادی، غم، دانش عشق و باقی احساسات.


روزی به همه آنها اعلام شد که جزیره در حال غرق شدن است. بنابراین هر یک شروع به

تعمیر قایقهایشان کردند.

اما عشق تصمیم گرفت که تا لحظه آخر در جزیره بماند. زمانیکه دیگر چیزی از جزیره روی

آب نمانده بود عشق تصمیم گرفت تا برای نجات خود از دیگران کمک بخواهد.

در همین زمان او از ثروت با کشتی با شکوهش در حال گذشتن از آنجا بود کمک

خواست......



ادامه مطلب
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 7 دی 1390 توسط happy k
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 دی 1390 توسط happy k


هر چند که دلتنگ تر از تنگ بلورم
با کوه غمت سنگ تر از سنگ صبورم

اندوه من انبوه تر از دامن الوند
بشکوه تر از کوه دماوند غرورم

یک عمر پریشانی دل بسته به مویی است
تنها سر مویی ز سر موی تو دورم

ای عشق به شوق تو گذر می کنم از خویش
تو قاف قرار من و من عین عبورم

بگذار به بالای بلند تو ببالم
کز تیره ی نیلوفرم و تشنه ی نورم


                                                         قیصر امین پور




نوشته شده در تاریخ دوشنبه 5 دی 1390 توسط happy k
(تعداد کل صفحات:34)      1   2   3   4   5   6   7   ...  

درباره وبلاگ
هر وقت خیلی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا فقط خودت باشی و خودش!!!!
نویسندگان
آرشیو مطالب
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :


قالب وبلاگ